پست شماره:
273

زود گذشت
خوابی بیش نبود انگار
خوابی خوب
خواب... خرداد...خرمشهر...
هنوز پلکهام سنگین است
هنوز لحظه ای را به یاد می آورم
که به پاس حماسه ای جاوید
این خانه سرپاشد
به محل قرارها بدل شد
به آشیانه گفتگوها
پلی زد به خانه های همین حوالی
خواب ...خرداد...خرمشهر
شش ضربدر 365 عمر این خانه
کیک تولد دیگر عادی شده است
باید چراغان کنم این خانه را
آویزهای رنگارنگ
از پنجره های این خانه بیاویزم
دنیا ببیند
اینجا همه چیز روبه راه است
خواب...خرداد...خرمشهر
نوشته: سمیرا حسن زاده
+ | نوشته شده در: جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط: سمیرا حسن زاده
| نظرات ()
پست شماره:
272

بازهم جا ماندم....
بازهم ساعت دوید
و من...
باز دیر آمدم
آغوش مهربانی تو اما همیشه باز است!!
ناز بانو !
ببخش اگر آنقدر سرگرم خودم بودم
که جایی برای تو نیافتم...
کوتاهی همیشه از من
بزرگواری همواره از تو
اف و گلایه از من
"خیر ببینی " از تو
ماه بانو!
نور کدام خورشید است
که وامدار شده ای
شب من تنها با تو زیباست
خسته که می شوم
بر شانه های افتاده ات
تکیه می زنم
بهترین گوشه ی دنیا همین جاست
میخواهم طواف کنم
گوشه چارقدت
قبله من است
بگذار بردستهایت دخیل ببندم
که این دل تا ابد گرفتار توست... .
نوشته : سمیرا حسن زاده
+ | نوشته شده در: شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط: سمیرا حسن زاده
| نظرات ()
پست شماره:
271
من باشم و نباشم چه فرقی می کند؟
تو دیگر نیستی
و من چقدر بی تو کم دارم....
منهای تو من؟؟
خط عمودم در دایره روزگار
با افق تو فاصله ها دارم ...
معادله تو سالهاست که حل شده !
منم که بی تو سخت ترین معادله را ساختم
روزی که مساوی تو شوم ، آرزوهام خط می خورند
منهای تو زندگی دو خط موازیست که پایان ندارد
کاش بودی و بودم!!!
نوشته : سمیرا حسن زاده
+ | نوشته شده در: سهشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط: سمیرا حسن زاده
| نظرات ()
پست شماره:
270





بانوی یاس!
دنیا را تعفن گرفته
شاید جرعه ای عطر تو چاره ساز باشد... .
نوشته : سمیرا حسن زاده
+ | نوشته شده در: سهشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط: سمیرا حسن زاده
| نظرات ()
پست شماره:
269

در کوچه های شب زده ی شهر پاگذاشت
شرمنده شد ز هرم قدمهاش ، ماهتاب
زنبیلی از سخاوت باران به دست ،باز
در قحط سال آینه پاشید بذر آب
با چادری لطیف و رها در مسیر باد
تا آسمان گذشت به زیباترین حجاب
بر کعبه ی شکوفه های محمد طواف کرد
در کوچه ، باز پراکند شمیم گل و گلاب
خاتون شعرهای نجیب فرشته ها
بانوی آب ها و رها از دل سراب
بر صفحه های پاره ی تقویم جا گذاشت
یک شب همان زلالترین خاطرات ناب
سروده : سمیرا حسن زاده
+ | نوشته شده در: یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ توسط: سمیرا حسن زاده
| نظرات ()